محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2000
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بگذريد كه پراكنده خواهيد شد » گويد : وقتى فرستادگان يزدگرد پيش خاقان و غوزك رسيدند وسيله كمك فراهم نشد تا فرارى از نهر گذشت و سوى آنها رفت و آماده شدند و خاقان به او كمك كرد كه شاهان كمك شاهان را تكليف خويش ميدانند . خاقان با سپاه تركان روان شد و مردم فرغانه و سغد را بسيج كرد و همراه آنها بيامد . يزدگرد نيز حركت كرد و آهنگ بازگشت خراسان داشت و به طرف بلخ عبور كرد و خاقان نيز با وى عبور كرد . مردم كوفه سوى مروروذ پيش احنف رفتند و مشركان از بلخ روان شدند و در مروروذ مقابل احنف موضع گرفتند . وقتى احنف خبر يافت كه خاقان و مردم سغد به قصد جنگ وى از شهر بلخ عبور كردهاند شبانه در اردوى خويش به راه افتاد مگر خبرى بشنود كه از آن فايده گيرد ، به دو مرد گذشت كه علوفه اى را پاك مىكردند و كاه و جو را از هم جدا مىكردند و يكيشان به ديگرى مىگفت : « اگر امير ، ما را پاى اين كوه برد كه نهر ميان ما و دشمن همانند خندق باشد و كوه پشت سرمان باشد و كس نتواند از پشت سر به ما حمله آرد و از يك سمت جنگ كنيم اميدوارم كه خدا ظفرمان دهد » احنف بازگشت و اين رأى را پسنديده بود . شبى تاريك بود و چون صبح شد كسان را فراهم آورد و گفت : « شما اندكيد و دشمنتان بسيار است بيم مكنيد چه بسا گروه اندك كه به اذن خدا به گروه بسيار چيره شده كه خدا يار صبوران است ، از اين مكان حركت كنيد و به اين كوه تكيه كنيد و آن را پشت سر نهيد و نهر را ميان خودتان و دشمن فاصله كنيد و از يك سمت با آنها بجنگيد ، » چنين كردند و لوازم آماده كردند . احنف دوازده هزار كس از مردم بصره همراه داشت ، با همين تعداد از مردم كوفه . آنگاه مشركان و همراهانشان بيامدند و مقابل مسلمانان اردو زدند و مدتها صبحگاه و پسينگاه حمله مىكردند و شبانگاه مىرفتند . احنف به صدد بر آمد مكان